قادر حيدرى فسايى
29
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
1 ) قسم چهارم از اين اقسام اربعه محال است . « 1 » دليل : صغرى : شرط وضع ، تصور معناى موضوع له است . توضيح : واضع هنگام وضع بايد معناى موضوع له را تصور كند سپس لفظ را براى آن وضع نمايد . معناى موضوع له دو صورت دارد . الف ) گاهى بنفسه تصور مىشود يعنى واضع خود معناى موضوع له را تصور مىكند . مثل قسم اول و قسم دوم . در اين دو قسم ، واضع خود معناى موضوع له را كه در قسم اول خاص و در قسم دوم عام است تصور نموده و به ذهن آورده است . ب ) گاهى بوجهه تصور مىشود يعنى واضع خود معناى موضوع له را تصور نمىكند بلكه عنوان و مرآت و آئينهء او را تصور مىكند مثل قسم سوم . در قسم سوم واضع خود معناى موضوع له را كه خاص است تصور نكرده ولى عنوان و آئينهء او را كه عام و كلى است تصور نموده و به ذهن آورده است . چون كلى عنوان و آئينه براى نشان دادن جزئى است و لذا با تصور كلى ، جزئى نيز اجمالا تصور مىشود . كبرى : تصور معناى موضوع له ، در قسم چهارم منتفى است . توضيح : معناى موضوع له در قسم چهارم ، عامّ و كلّى است . اين معنا نه بنفسه تصوّر شده است و نه بوجهه . امّا بنفسه تصوّر نشده است چون فرض اين است كه جزئىّ تصوّر شده است . امّا بوجهه تصوّر نشده است چون جزئىّ بما هو جزئىّ عنوان و آئينه براى كلّى نيست . و يستحيل الحكم على المجهول المطلق . نتيجه : پس شرط وضع ، در قسم چهارم منتفى است . 2 ) قسم سوم از اين اقسام اربعه امكان دارد ولى مثال ندارد . توضيح اين مدعا در مباحث بعد خواهد آمد . نكته : جزئى ( مثل زيد ) از دو امر تشكيل شده است . 1 ) ما به الاشتراك : امرى كه مشترك بين اين جزئى و جزئيات ديگر است
--> ( 1 ) - بعضى مثل محقق رشتى و محقق حائرى اين قسم را ممكن مىدانند . بدايع الافكار ، ص 40 ؛ درر الفوائد ، ج 1 ، ص 5 .